احمد مهدیلو احمد مهدیلو

اپل چطور ،اپل شد؟ مهندسی شاعرانه؛ رازی که اپل را معادل واژه باکلاس کرد

 

آیا فکر میکنید شرکت اپل (Apple) فقط یک تولید کننده محصولات دیجیتالی است؟ خیر…
اپل یعنی کلاس، یعنی  صف های چند صد متری برای اینکه  جزو اولین دارندگان سری جدید گوشی های اپل شدن و لذت چک کردن گوشی و استفاده از رابط های گرافیکی، طراحی های بسیار ساده و از همه مهم تر کاریزمای شخصی به نام استیو جابز…

شرکت اپل فقط یک تلفن همراه آیفون تولید نمیکند؛ در واقع شرکت اپل تلفن همراه آیفون را تولید میکند، اما خلاقیت و کلاس به مشتری می فروشد. شرکت اپل مـتــفــاوت بودن را می فروشد… چیزی که حتی تا به امروز رقیبی برای آن پیدا نشده.

قصد این مقاله بررسی و حتی مدح یا نقد کیفیت محصولات اپل نیست.
نویسنده این مقاله هم مانند خیلی آدم های دیگر بدون غرض و تعصب بعضی از محصولات اپل را دوست دارد واز آن ها استفاده میکند و بعضی دیگر را نمی پسندد و معتقد است بازار داخلی کشور ما با بسیاری از ویزگی های محصولات اپل منطبق نیست.

اما چیزی که در این میان  معمولا فراموش می شود این است که با وجود رقابای قدرتمند ،هنوز هم  این برند معیاری از زیبایی است.  زیبا ترین محصولات آی تی (دنیای اینترنت و تکنولوژی) با زیبایی و حسن سلیقه طراحی  محصولات اپل مقایسه می شوند. اپلی ها با موفقیت توانسته اند این ذهنیت را به مخاطب خود منتقل کنند.  اما واقعا ریشه این ذهنیت چیست؟ چیزی به نام مـهـنـدســی شــاعــرانــه در پشت تمام این جرایانات وجود دارد.

قرار است در این مقاله شرکت اپل را به صورت موردی بررسی کنیم و درک کنیم چرا شرکت اپل، تبدیل به یک شرکت خلاق و باکلاس شد با اینکه رقبایش از نظر تکنولوژیکی محصولاتی با مشخصات فنی بهتری تولید میکنند اما چرا هنوز شرکت اپل نزد هوادارانش چنین محبوب است و روز به روز به محبوبیتش افزوده میشود؟

شما در این مقاله یاد میگیرید دلیل اصلی متفاوت بودن شرکت اپل چیست و اینکه چطور از آن استفاده کنید و شرکت و محصولی هنرمندانه خلق کنید که مشتریتان را افسون کنید…

اگر کارآفرین هستید، مدیر هستید، تولید کننده محصولی هستید و اصلا صرفا علاقه مند به حوزه تولید و مدیریت هستید، این مقاله یکبار برای همیشه دید شما را نسبت به تولید، هنر و خلاقیت دستخوش تغییر خواهد کرد…

اپل چطور ،اپل شد؟
مهندسی شاعرانه؛ رازی که اپل را معادل واژه “باکلاس” کرد :

مهندسی شاعرانه
وازه مهندسی شاعرانه نخستین بار در کتاب زندگی نامه استیو جابز (از بخش کتابخانه سوخت جت میتوانید دانلود کنید) استفاده شد

استیو جابز در جایی گفته بود:

اگر شغلم کسب و کار فن آوری نبود مطمئنا در پاریس شاعری پیشه می کردم

شاید به نظر عجیب برسد اما کاری که این شرکت انجام داد چیزی بیشتر از تولید محصولات الکترونیکی بود.  دمیدن روح  و هویت بخشی با چاشنی هنر وزببایی شناسی که رفته رفته به مزیت رقابتی اصلی اپل تبدیل شد.

مهندسی شاعرانه نه مهندسی صرف است و نه ایده پردازی بدون پشتوانه فکری.

از نظر طراحان مهندسی شاعرانه اپل در طول این چند دهه در حقیقت قرار گرفتن دو ویزگی در ذهن و روح تمامی دست اندر کاران ساخت محصولات اپل است. (منظور کسانی است که در کالیفرنیا به صورت حرفه ای روی محصول کار می کنند ونه کارگران مونتاژ کار چینی محصولات )

اما این دو ویژگی کدامند؟

1. تلفیق هنر و خلاقیت با تکنولوژی
برای فروشندگان لوازم خانگی براون در پالو آلتو و کوپرتینو در دهه هشتاد میلادی این که آن جوانک قد بلند و عجیب و غریب با پاهای برهنه وارد مغازشان شده و مدت ها به شکل وقیافه یک هم زن برقی زل بزند یک اتفاق عادی  شده بود.

تازه بعد از زل زدن بود که استیو جابز برای تک تک آن  محصولات کاتلوگ درخواست می کرد. در همان زمان رُقـبــای اپل برای طراحی محصولاتشان هیچ واحدی نداشتند و طراحی بر اساس نظر بازار انجام می شد.

استیو جابز توانست این ذهنیت را به اپلی ها منتقل کند که همیشه این طور به نظر می رسد که محصولی که هم اکنون در حال طراحی آن هستیم بهترین است.

 

ذهنیت در ساخت یک تصویر منحصر به فرد مهم ترین اسلحه اپل در  تلفیق هنر وتکنولوژی بود.
این ذهنیت از دوران دانشجویی استیو جابز و سفر عرفانی–شناختی او به مشرق و آشنایی با هویت ذن و بودیسم  -نه به معنای افراطی ان-  ناشی می شد. در آن زمان دانشجویان امریکایی تحت تاثیر تفکرات ضد اجتماع وضد سیستم به طور عامدانه بسیار ابتدایی زندگی میکردند و زندگی غیر تجملی مد شده بود با این وجود جابز بعد از این سفر همیشه کیفیت را بر ایدئولوژی مقدم می دانست.

 

با وجود این که بسیار ساده زندگی میکرد اما برای شنیدن موسیقی مورد علاقه اش به ترین و با کیفیت ترین دستگاه پخش صوتی را خریده بود.

 

شاید اوج این قضیه در تلفیق هوشمندانه آنچه که در کلاس های خطاطی دانشگاه آموخته بود در ابداع فونت های مختلف نوشتاری در سیستم عامل مکینتاش نسخه 2.0 بود.
به نظر جابز زیبایی موجود در رابط کاربری مکینتاش 2.0  نیاز به فونت های مختلف  داشت تا خود را به بهترین نحو نشان دهد. تلفیق هنر و خلاقیت با تکنولوژی روز به رمز سری کارآفرینی تبدیل شده است.

 

کافی است کمی از هنر بدانید و این را به تکنولوزی که میخواهید به مخاطب بفروشید ادغام کنید نتیجه شگفتی اور خواهد بود.

 

2. طراحی برجسته و ساده
حتی متعصب ترین هواداران رقبای برند اپل هم وقتی صحبت از فلسفه و هنر طراحی می رسد سعی نمیکنند برند مورد علاقه خودشان را  برتر از اپل نشان دهند.

راز رسیدن به این سادگی و فلسفه عمیق،  در این جمله ی داوینچی نهفته است :

“سادگی نهایت پیچیدگی است “
لئوناردو داوینچی

خود جابز هم  بارها این را به عنوان فلسفه سادگی اپل در جلسات با کلمات و بیان دیگری مطرح کرده بود:

همیشه در اختراع و ساخت محصولات جدید؛ باید سادگی مد نظر باشد
در غیر این صورت باید شکست احتمالی در آینده را انتظار کشید. همیشه در هر کاری ساده بودن بهتر از پیچیده بودن است.
فقط در این صورت است که مردم بهتر می توانند شما را درک کنند.

جابز یکی از سرآمدان  این آرامش ذهنی بود. جابز به طور عمیق به این جمله اینشتین باور داشت که

مشکلات امروز دنیا را نمیتوان با همان سطح تفکری حل کرد که آنها را ایجاد کرده است.

سادگی اپل و طراحی برجسته هر چیزی که متعلق به اپل است – کافی است سایت اپل را با سایت رقبایش در هر زمینه ای مقایسه کنید-  با این ذهنیت میسر شد نه تکنیک ها خاص و یا ترفندهای پیچیده دیگر…

خب. منتظر چه هستید؟ از همین الان دست به کار شوید…
دنیا منتظر محصول باکلاس و خلاق و ساده شماست. باور کنید که دنیا میتواند با چیزی که شما خواهید آفرید بهتر شود.