احمد مهدیلو احمد مهدیلو

چطور اعتماد دیگران را جلب کنیم؟ و به چه کسی اعتماد کنیم؟

 

بدون اعتماد کردن، مشتری نه از شما خرید میکند نه با شما همکاری میکند.

بدون اعتماد کردن، کارمندانتان به شما وفادار نخواهند ماند.

بدون اعتماد کردن، هیچوقت نمیتوانید از دیگران در راه پیشرفتتان کمک بگیرید.

 

در دنیای امروز اعتماد یکی از مهم ترین مسائل است. به راحتی میتوان به کسی خیانت کرد، به راحتی هم نیز میتواند با چند ترفند ساده اعتماد طرف مقابل را جلب کرد. اما چطور اعتماد کردن/شدن را مدیریت کنیم؟ امروزه چه ملاک هایی برای اینکار مطرح است؟

 

البته فکر نکنید فقط در جامعه ما این مسئله مطرح است. در هر کجای دنیا که باشید مسئله اعتماد مهم است و باید بتوانید دروغ را تشخیص دهید. اگر نتوانید و بخواهید به همه اعتماد کنید به شدت ضربه خواهید خورد. چرا؟ اعتماد کردن اصولا به معنی آسیب پذیر کردن شما در برابر طرف مقابل.

 

اگر شما به کسی اعتماد میکنید به معنی آن است که شما در برابر طرف مقابل آسیب پذیرتر هستید و به راحتی طرف مقابل میتواند  از اعتماد شما سوءاستفاده کند و یا ضربه روحی/مالی به شما وارد کند.

 

حالا فرض کنید کارمند شما بعد از سالها کار به اعتمادی که به او کردید خیانت کرده. آیا فردای آن روز میتوانید آنرا اخراج کنید؟ طبیعتا اخراج او به این راحتی نخواهد بود زیرا اگر کهنه کار باشد در شرکت شما وظایف مهمی بر دوش خواهد داشت و پیدا کردن فرد صحیح دیگر برای جایگزینی او زمانبر خواهد بود و شما نمیخواهید کسب و کارتان فقط به خاطر یک دلیل احساس (و منطقی) مختل شود.

 

اما چاره چیست؟

یکی بهتری راه ها پیشگری چنین حوادث است. برای همین منظور است که در دنیای کسب و کار توصیه میشود به کندی استخدام کنید و به سرعت اخراج کنید. پس بسیار بهتر در زمان مصاحبه برای استخدام به این مسئله پی ببرید حتی اگر کارفرما هم نیستید و میخواهید با کسی طرح دوستی بریزید نیز باید نسبت به اعتماد کردن به او و مقدار آن تصمیم بگیرید.

 

شما در این مقاله میخوانید :

 

    چطور اعتماد بدست آوریم؟ چطور اعتماد کنیم؟

    چطور کاری کنیم سریع تر دیگران به ما اعتماد کنند؟

    آیا باید در ارتباط با دیگران ریسک پذیر باشیم؟ چرا؟

    اگر باید ریسک پذیر باشیم چطور در حد ممکن ریسک اعتماد را کم کنیم؟

    آیا بعد از خیانت باید فرصتی مجدد به فرد مقابل داد؟

    سرمایه گذاری احساسی چیست؟ چرا باید حتما هوشمندانه سرمایه گذاری کنیم؟

    چطور اعتماد را در کسب و کارمان پایه ریزی کنیم؟

    چطور بفهمیم کارمندان و همکارانمان برای همکاری افراد قابل اعتمادی هستند یا نه؟ راه آن چیست؟

    و

 

1. اعتماد باید ابتدا ثابت شود و بعد کسب کنید :

 

اعتماد پایه و اساس هر رهبری موفق و هر رابطه بلند مدت است. شما نمیتوانید آنرا بخرید ! چون مجانی است. شما باید آنرا بدست آورید. برای بدست آوردن اعتماد شما باید ابتدا آنرا ثابت کنید؛  با گفتن بهترین جمله دنیا هم نمیتوانید آنرا بدست آورید. در تاریخ تا به امروز مشاهده نشده کسی در برابر جمله “میتونم بهت اعتماد کنم؟” جواب خیر داده باشد !

 

 

 

قابل اعتماد بودن باید ابتدا ثابت شود تا بعد بتوانید کسب کنید.

البته کنار آمدن و فهمیدن راه آن کمی سخت و پیچیده است برای این منظور 3 راه ساده برای اینکه در نظر دیگران قابل اعتماد باشید برایتان آماده کرده ام :

 

یک) به علاقه مندی تیم تان توجه کنید تا خودتان

دو ) هر قولی که میدهید عمل کنید. به صحبت هایتان اعتبار دهید. اگر فکر میکنید شاید نتوانید به قولتان عمل کنید قول ندهید؛ به جایش بگویید “ببینم چی میشه…”

سه ) تمام اطلاعاتی که میتواند باعث موفقیت تیم تان شود با آنها در میان بگذارید. اگر بخواهید به میزان توانمندی های تیم تان شک کنید قبل از آن بدانید که به میزان توانمندی های خودتان شک دارید.

 

 

 

2. ریسک پذیر باشید

 

زمانی که از هنری فورد موسس شرکت FORD پرسیدند دلیل اصلی رشد سریع شرکت شما چیست؟ به سادگی پاسخ داد “من به کارمندانم اعتماد داشتم. اعتماد همان دستورالعمل سرّی مان است.”

 

البته هرکسی که با او معاشرت کنید فرد قابل اعتمادی نخواهد بود. بعضی ها دروغ خواهند گفت و بعضی دیگر هیچوقت دروغ نخواهند گفت. اما اگر بخواهید با ظن به هرکسی نزدیک شوید موفقیت کمتری نسیبتان خواهد شد. تنها راه آن این است که بتوانید کم کم به فرد اعتماد کنید. از چیزهایی شروع کنید که فهمیدن آن توسط طرف مقابل هیچ خطری برای شما در پیش نخواهد داشت.

 

اگر میخواهید بدانید واقعا چنین است یا نه قبل از اینکه اعتماد کنید با خودتان بگویید “بدترین اتفاقی که از اعتماد کردن من به شخص × میتواند بیافتد چیست؟” و اگر چند نفر به شما خیانت کردند دلیل نمیشود بقیه عمرتان به هیچکس اعتماد نکنید. اعتماد کردن به همه خطر زیادی دارد اما اعتماد نکردن به هیچکس خطر بیشتری دارد !

 

 

 

3. اگر کسی یکبار به شما خیانت کرد, مقصر نیستید؛ اگر کسی دوبار به شما خیانت کردن، صد در صد تقصیر شماست.

 

فکر نکنید که هیچکس نخواهد توانست شما را گول بزند و یا به شما خیانت کند و مهم تر از همه اعتماد قابل مذاکره نیست.

فکر نکنید در مقابل اعتماد طرف مقابل امتیازی به او دهید قبول خواهد کرد. خیر ! این یکی از بزرگ ترین دام های اعتماد و خیانت است. اگر چیزهایی را قبول کنید که فقط از شنیدن و دیدنشان خوشتان می آید به شدت آسیب پذیر خواهید بود نسب به طرف مقابل.

 

اگر بخواهید “یه شانس دیگه بهش میدم…” بگید با خودتان مشکلی ندارد. اما اگر این دومین باری باشد که این جمله را بکار میبرید اشتباه از طرف شماست.

 

مردم اکثر اوقات زمانی که سرمایه گذاری (انرژی و زمان) زیادی بر روی فردی کرده اند که او را قابل اعتماد میدانند بعد از چندین بار خیانت نیز نخواهند توانست به راحتی از اعتماد کردن به او سر باز زنند

 

 

 

4. آماده باشید

 

اگر کسب و کار را یک سیستم در نظر بگیرید به شکل ارگانیسم بدن انسان؛ اعتماد خون در گردش است که بدن را زنده نگه میدارد.

 

در کسب و کارتان اگر اعتمادی نسبت به کارکنانتان نباشد حتی در پایین ترین رده آن یک هشدار برای خطری بزرگ است. اگر میخواهید با فردی یا شرکتی همکاری کنید تا میتوانید از گذشته آن فرد یا شرکت اطلاعات جمع کنید. اگر با چند شرکت دیگر مجادله داشته و قطع رابطه کرده باشند احتمالا با شما نیز بر سر مشکلی چنین کاری خواهند کرد.

 

قبل از اینکه بخواهید اعتماد کنید بهترین که آنالیز گذشته فرد یا شرکت مقابل است. شما با در دست داشتن گذشته آن فرد یا شرکت به راحتی میتوانید آینده او را نیز حدس بزنید. برای همین منظور است که شرکت های غربی برای استخدام کارمندی ابتدا پروفایل های شبکه های اجتماعی او را چک میکنند تا نوع روابط و اتفاقات گذشته او را بررسی کنند