احمد مهدیلو احمد مهدیلو

چرا “نه” مهمترین کلمه ای است که باید استفاده از آن را بلد باشید؟

 

کلمه “نه” از قدرتمندترین کلمه هایی است که باید بلد باشید. شما اگر استفاده صحیح این کلمه را بدانید نه تنها از بسیاری از موقعیت های مسئله دار دور خواهید ماند بلکه تبدیل به یک مذاکره کننده قدرتمند خواهید شد.

 

اگر تجربه راه اندازی کسب و کار و شروع کارآفرینی را داشته باشید حتما به این مسئله برخوردید که در اوایل کار به هر احد و ناسی “بله” میگویید. هر مشتری بخواهد از شما خرید کند با او مذاکره میکنید. هر پیشنهادی به شما شود قبول میکنید و هر فردی ادعا کند که میتواند کسب و کار شما رو رونق بیشتری بده حتما پیشنهادش را قبول میکنید.

 

و اما؛ بعد از مدت کوتاهی یک کسب و کار آشفته که معلوم نیست مشتری اصلی کیه, موثر ترین کار کدام است و رهبر آن کیست؛ خواهید داشت و یک عالمه پیشنهاد جدید همکاری دیگر که رد کردن آنها خیلی سخت است… شما تابه حال به تمام آنها “بله” گفتید و این تبدیل به عادت شده.

 

چرا استفاده از کلمه دو حرفی “نه” برای ما اینقدر سخت شده؟ دلیل اصلی آن از درون ما نشات میگیرد, همه ی ما دوست داریم مورد قبول و تایید دیگران قرار بگیریم و استفاده از کلمه “نه” میتونه مانع این کار بشه، حتی زمانی سخت تر میشه که شما به شدت به دیگران نیازمندید و باید رضایت دیگران را جلب کنید.

 

استفاده از کلمه “بله” یک بار مسئولیت اضافه بر دوش شما خواهد گذاشت ولی قبل از اینکه دفعه بعد از کلمه “بله” استفاده کنید این مقاله را مطالعه کنید تا ببینید چطور میتوانید از کلمه “نه” استفاده بیشتری نسبت به کلمه “بلی” ببرید؟

 

شما در این مقاله میخوانید :

 

    چطور به صورت کاملا آماده به سر قرار ها برویم تا هر پیشنهادی را قبول نکنیم؟

    چطور هر آنچه را میتوانیم بفروشیم مجانی تقدیم فرد مقابل نکنیم؟

    چطور درخواست طرف مقابل را مودبانه رد کنیم؟

    چطور میتوانیم مشتریان و دوستان مان را گلچین کنیم تا از دغدغه مشتری/دوست نادرست درامان باشیم؟

    چطور “نه” گفتن ما را به یک کارآفرین بهتری تبدیل میکند؟

    حالت واکنشی چیست و چرا نباید هرگز در این حالت قرار بگیریم؟

    چرا نباید هر قرار ملاقات و سخنرانی و … ای را قبول کنیم؟

    و

 

ملاک هایتان را مشخص کنید: زمانی که به رویداد، مهمانی و یا مذاکره ای دعوت میشوید باید پیشاپیش قبل از رفتن به سر قرار تمام اهداف و دستآوردها و ملاک و معیارهایتان را مشخص کنید.

 

باید بدانید برای چی میروید؟ چه چیزی را با رفتن از دست میدهید؟ و چه چیزی را میخواهید بدست آورید؟ چطور میخواهید بدست آورید؟ در واقع باید هزینه فرصت پیش رو را بدست آورید.

 

شما با این تکنیک نه تنها مجور نخواهید بود به هر پیشنهادی “بله” بگویید بلکه باعث میشوید با “نه” هایتان پیشنهادات طرف مقابل را به هدف خود نزدیک تر کنید.

 

 

 

پیش فعال باشید: زمانی که هر فرصت و پیشنهادی به شما میشه جواب “بله” میدید ناخواسته اعمال شما به صورت واکنشی تغییر میکند و این تغییر واکنشی میتونه تاثیر منفی بسیاری برای شما و کسب و کارتان داشته باشه.

 

حالت واکنشی یعنی اینکه شما عملی را انجام میدهید تا به عمل طرف مقابل جواب دهید. به این معنی که فرد مقابل بر روی شما و اعمالتان کنترل دارد و این یعنی فاجعه برای یک کارآفرین.

 

شاید در مواقع بحرانی و یا زمانی که نیاز به تصمیم گیری مهم دارید و یا اصلا مشتری به شما مراجعه کرده کاملا دست پاچه میشوید و کنترل خودتان را از دست میدهید و به زبان ساده دربست در خدمت مشتری/کارمند/ سرمایه گذار و یا شریکتان قرار میگیرید. اگر چنین است شما در دام بزرگی قرار دارید زیرا فکر میکنید هر مشتری/سرمایه گذار/کارمند … برابر پول است و نباید هیچکدام از آنها را از دست داد اما غافل ازینکه شما اهداف بلند مدتی دارید که مشتری امروز شما شاید به شما برای رسیدن به اهدافتان کمک چندانی نکند.

 

پس پیش فعال باشید. قبل و بعد از اعمال و تقاضای مشتری/کارمند/سرمایه گذار … خودتان باشید و به صورت واکنشی عمل نکنید.

 

 

 

برای شرایط بهتر مذاکره کنید: زمانی که به شما دعوت میشود به جلسه ای تشریف ببرید؛ در سمیناری سخنرانی کنید و یا در جمعی حاضر شوید. تاریخ و یا ساعت آن جلسه/سمینار/جمع را به بهترین زمانی که برای شما از نظر روحیه و آمادگی خوب است تغییر دهید.

 

هر پیشنهادی به شما میشود سریعا قبول نکنید تا بعدا آماده شوید. ابتدا بدانید چه زمانی و در چه روزی برای شما مقدور است که در بهترین حالت خودتان باشید و بعد پیشنهادها را بر طبق آن قبول یا رد کنید. شما مجبور نیستید زمانی که آمادگی کامل ندارید در جایی سخنرانی کنید و یا اصلا حضور داشته باشید.

 

 

 

هرآنچه را میتوانید بفروشید مجانی تقدیم نکنید: انسان تنها محصولی است که به سرعت میتواند خودش را بفروشد. اگر هر زمانی که هر پیشنهادی برای ارائه پیشنهاد و یا نصیحتی به شما میشود اگر همیشه جواب شما “چشم” باشد ناخواسته ارزش کلامتان را کاهش دادید.

 

زمان شما ،کلام شما و خود شخص شما با ارزش هستید. هر زمانی که به صورت مجانی بدون گرفتن هیچ امتیازی (نه صرفا گرفتن پول بلکه کسب احترام هم میتواند ارزش باشد) بخواهید از سرمایه شخصیتان استفاده کنید ارزش آنرا پایین می آورید.

 

پس عادت نصیحت کردن همیشگی و پیشنهاد دادن راه حل هایی که کسی از شما نخواسته را از خودتان دور کنید. برای اطلاعات و نصیحت هایتان ارزش قائل شوید؛ شما یک کارآفرین هستید.

 

 

 

رد کردن مودبانه درخواست را تمرین کنید: زمانی که به پیشنهادات و فرصت هایی که باعث رشد و سودآوری شرکت شما نمیشوند جواب رد میدهید؛ در واقع شما به خودتان جواب مثبت میدهید. شما خودتان را در اولویت اول قرار میدهید و درست در مسیر اصلی اهدافتان قرار میگیرید.

 

اگر در حرفه خود قادر به نه گفتن به صورت حرفه ای نیستید باید از قبل تمرین کنید. با دوستان و یا در برابر آینه بهترین محل برای تمرین رد پیشنهاد است.

 

 

 

مشتریانتان را گلچین کنید: اگر در کسب و کارتان با مشتریانی سر و کار دارید که به شدت اعصاب شما را خورد میکنند به خاطر قیمت ناچیز علت آن انتخاب نادرست مشتریان است. مشتری اشتباه وقت/ هزینه/ انرژی شما را در برابر اندکی پول تلف میکند و شما را از بدست آوردن مشتری صحیح باز میدارد.

 

زمانی که با مشتری بلقوه ای روبرو میشوید کاملا دقیق او را زیر نظر بگیرید و دنبال نشانه های خطر مشتری اشتباه باشید. اگر بیش از 3 نشانه دریافت کردید سریعا با رد پیشنها مودبانه (اگر پیشنهاد شما را قبول نکرد) او را به رقیبانتان بسپارید.

 

این مورد در روابط دوستانه نیز صادق است. اگر شما با هرکسی دوست شوید احتمالا تحمل تمام آنها سخت خواهد بود. پس قبل از آشنایی با فرد جدیدی معیار ها و نشانه های خطرتان را در نظر داشته باشید تا اگر فرد مورد نظر 3 مورد از آنها را داشتن مودبانه عذر او را بخواهید.

 

 

 

نه” گفتن شما را تبدیل به کارآفرین بهتری میکند: کمی سخته بخواهید فرصت ها را از دست بدهید. مخصوصا اوایل راه اندازی کسب و کارتان…اکثر کارآفرینان مبتدی در اوایل راه نگران از دست دادن مشتری هستند و اینکه هیچوقت مشتری نخواهند داشت. اما نترسید. اگر محصول شما خوب باشد لازم نیست آنرا به تمام مشتریانتان بفروشید فقط به مشتری هایی بفروشید که میدانید مشتری اصلی شماست و اگر زمان و انرژی اضافی باقی ماند محصولات دیگر را به مشتریان فرعی دیگر بفروشید. اما یادتان باشد مشتری همیشه هست اما یک کسب و کار خوب و شفاف است که به ندرت پیدا میشود.