احمد مهدیلو احمد مهدیلو

امپراتور روم باستان، مارکوس اورلیوس از سال 161 تا 180 بر تخت سلطنت نشست و تبدیل به نماد اعتماد و رهبری و یک مرد ایده آل شد، تا جایی که افلاطون او را “شاه فیلسوف” خوانده… کتاب مارکوس اورلیوس به نام “تاملات” درحالی نوشته شده که روم در جنگ بود و برای قرن ها، الهام بخش رهبران بزرگ تاریخ مانند ناپلئون بناپارت، آبراهام لینکلن، وینستون چرچیل، بنیتو مولولینی، نلسون ماندلا و … است و قوانین رهبران بانفوذش جاودانه شدند.

مارکوس اورلیوس از جمله 5 امپراتور بزرگ تاریخ به حساب می آید که مردمش او را بسیار دوست میداشتند و او را رهبر واقعی خود میدانستند و او را آرزوی برآورده شده ی افلاطون میدانستند. زیرا زمانی که به عنوان پادشاهی بر تخت پادشاهی نشست، یک کشوری با بدهی زیاد و مشکلات اجتماعی و اقتصادی زیاد به او تحویل دادند، اما مارکوس اورلیوس با نهایت تلاش و پشتکار و خرد خدادادی اش توانست، کشور را از باتلاقی که در آن گیر افتاده بود نجات دهد و درآمد سالانه اش با تبدیل به 2،700،000،000  سترس کند.

تفاوت سبک رهبری مارکوس اورلیوس با دیگر رهبران تاریخ در دو بعد فلسفی و رهبری آن است. او فرمانده لشکر بود، پادشاه یک ملت بود و فیلوسف هم بود و با توجه به تغییرات اقتصادی که در روم پدید آورد، دارای هوش مالی بالایی نیز بود. اولیوس، مانند دیگر فیلسوفان تاملات خود را در پشت میز و صرف زمان در تصوراتش ننوشته؛ بلکه دقیقا در میدان جنگ و در سنگرهایش ،کتاب تاملات را نوشته است و حاصل یک رهبری واقعی و یک اندیشه فیلسوفانه است.

در این نوشته قرار است، چکیده و ساده سازی شده ی کتاب تاملات شاه-فیلسوف مارکوس اورلیوس را بخوانید. این کتاب را تقریبا تمام رهبران بزرگ دنیا خوانده اند و شما نیز برای اینکه تبدیل به یک رهبر بزرگ نزد دیگران باشید، حتما باید اصول آنرا فرا بگیرید.

مارکوس اورلیوس برای رهبران بزرگ، 10 قانون جاودانه مطرح کرده است، 10 قانون که رعایت آن باعث میشود اعتبار و منزلت شما نزد پیروانتان افزایش یابد و نفوذ شما در بین همراهانتان افزایش یابد. تنها فردی میتواند در قلب شما نفوذ کند که توانسته باشد از قبل خانه ای در قلب شما برای خود بسازد؛ اورلیوس دقیقا به شما آموزش میدهد چطور خانه ای در دل هوادارنتان بسازید و در آن نفوذ کنید و آنها را برای پیروزی رهبری کنید.

مارکوس اورلیوس
و 10 قانون جاودانه ی رهبران بانفوذ :

    بدان که دیگران فقط اگر و فقط اگر به آنها اجازه دهی؛ میتوانند باعث رنجش ات شوند.
    به خاطر بیاورید آخرین باری که دوست ،آشنا یا غریبه ای به شما توهین کرد و شما را ناراحت و رنجور کرد. شما تصمیم گرفتید که کلمات شخص مذکور، شما را برنجاند به جای اینکه تصمیم بگیرید او را نادان و جاهل بدانید.

برای مثال اگر کسی به شما بگوید 2 ضرب در 2 میشود 5، شما نه تنها آنرا نمیپذیرید، عصبانی نمیشوید و آنرا توهین به خود قلمداد نمیکنید، بلکه طرف مقابل را جاهل میدانید. پس چرا هنگامی که کسی برای مثال به شما میگوید “بی لیاقت” نادانی او را نسبت به خودتان شخصی میدانید و ناراحت میشوید؟

به گفته مارکوس اورلیوس؛ تنها عملی که باید شما را برنجاند، کارهایی است که شما را شرمنده میکند، زیرا برابر با ارزشها و خودباوری تان نیست.

    بدان که مردم وجود دارند تا به همدیگر کمک کنند.
    مارکوس معتقد بود حتی مردمانی همیشه در هر ملتی هستند که یا بسیار خودپسندانه زندگی میکنند و یا میخواهند زندگی دیگران را نابود کنند. انسان قرار است در هماهنگی زندگی کند. “ما به خاطر دیگران پا به این دنیا گذاشته ایم…“

و مارکوس، وظیفه حمایت و کمک به پیشرفت کردن دیگران را وظیفه رهبرانی همچون خودش میداند و معتقد است “شما تنها زمانی رهبر واقعی هستید که بخواهید به دیگران کمک کنید…”

    نسبت به انسانیت دیگران آگاه باش.
    یادتان باشد، همه ی کسانی که شما را دنبال میکنند، هرکسی که مافوق شماست و هر کسی که دشمن شماست، هم انسان است. میخورد، میخوابد و زندگی میکند. به نظر بدیهی میرسد، اما آسان نادیده گرفته میشود و یا اهمیت آن در هنگام اخد تصمیمات مهم درباره آنها، به کلی فراموش میشود.

به یاد داشته باشید، هر انسانی مقام و منزلت و غروری دارد.

    توجه داشته باشید، هر اشتباهی، حتی بزرگترین آنها، حاصل جهل و بی خبری است.
    زمانی که فردی تصمیمی میگرد که باعث رنجاندن شما میشود، ابتدای امر به خاطر داشته باشید، آنها حق انجام این کار را داشتند و به عقیده خودشان، در مسیری صحیح در حال پیمودن راه هستند؛ حتی اگر با علایق شخصی شما سازگار نباشد. در چنین مواقعی، زمانتان را صرف با بحث و جدل با آنها تلف نکنید.

اگر فردی را ببینید که قادر به تکلم نیست، هرگز ازینکه چرا به شما سلام نکرد ناراحت نخواهید شد، زیرا ناتوانی و نادانی تکلمش را درک کرده اید؛ پس چرا زمانی که فردی کاری اشتباه انجام میدهد، از او ناراحت شوید؟ زیرا این نیز از جهل و نادانی عقلی فرد نشات میگیرد و نباید آنرا شخصی تلقی کنید.

    هرگز خود را بزرگتر از چیزی که هستید، نبینید.
    این گفته صحیح است که رهبران برای ایفای نقش رهبری شان، باید جدی باشند؛ اما نه در حدی که، آنها خودشان را در مقام خدایی ببینند.

یادتان باشد، شما به شخصه اشتباهات زیادی تنهایی مرتکب شدید. شما هم مانند دیگران انسان هستید. اگر بخواهید به صورت مدیریت شده، از اشتباهاتی که پیروان شما مرتکب آن میشوند، اجتناب کنید، پس آگاه باشید که احتمال لغزش شما از مقامی که دارید، بسیار زیاد است.

    هرگز نسبت به دیگران قضاوت زودهنگام نکنید.
    بعضی اوقات، اعمالی را که از پیروان و یا رقیبانتان سر میزند و شما آنها را اشتباه تلقی میکنید، خردمندانه تر و مهندسی شده تر از چیزی هستند که فکر میکنید.

پایان و قضاوت از عملی وابسته به فاکتورهای بیشماری است که اگر میخواهید صحیح باشند ،باید همه ی آنها را در نظر بگیرید، اما آیا توان آنرا دارید؟ پس هرگز آنها را قضاوت نکنید، و اگر قضاوت میکنید، اطلاعات زیادی از آنها بدست آورید.

    خود اختیار باشید.
    نشان دادن عکس العمل با از دست دادن اختیار خود و یا عصبانی شدن، طبیعی است؛ اما یک روش سازنده، برای برخوردبا مسائل نیست. شما باید اختیار احساسات و عکس العمل خود را حفظ کنید و آنرا بیهوده به دیگران ندهید تا هر زمانی هر احساسی خواستند در شما ایجاد کنند.

شما میتوانید زمان و انرژی تان را صرف فکر کردن و ناراحت شدن و غصه خوردن برای مسائلی که اتفاق افتاده تلف کنید و یا میتوانید ،در مورد آینده ای که هنوز نیامده فکر کنید چطور آنرا آنطور که خودتان میخواهید بسازید. انتخاب باشماست…

    بدانید که بدبینی میتواند حتی از شما سبقت بگیرد.
    بسیار رایج است که با مسائل با عکس العمل احساسی قوی روبرو شوید، اما چنین رفتاری، فقط میتواند ذهن شما را از نسبت به چالش های آینده نیز پر از افکار منفی کند.

ضرر عصبانیت، به مراتب بیشتر از مسئله ای است که اتفاق افتاده و در مورد آن عصبانی شدید.

    مهربانی را تمرین کنید.
    مهربانی تنها احساس شکست ناپذیر دنیاست. از هر احساس منفی-ای قوی تر است. از نشانه های یک رهبر واقعی، کنار گذاشتن غرور و خودبزرگ بینی و انتخاب طریقت همدلی با مردمانش است.

چه کاری میتواند از یک فرد حریص سر بزند اگر شما همیشه، و فقط با مهربانی با او رفتار کنید؟ طبیعتا سد افکار منفی در ذهن اش را میشکنید و به درون و به دل او راه خواهید یافت. زیرا قدرت محبت و مهربانی به مراتب بیشتر از احساسات منفی است.

    از افراد بد نخواهید شما را در راه مخربشان ،نادیده بگیرند.
    در مسیر زندگی، افرادی هستند که بد سرشت اند. این افراد هرچیزی را که در دنیایشان قرار دارد را میخواهند به هم بریزند و خراب و نابود کنند. شما نباید به این افراد اجازه بدهید وارد دنیای شما شوند، زیرا آنها دنیای شما را نیز خراب خواهند کرد.

از این افراد دور باشید، اما در زندگی آنها، بلکه از زندگی خود آنها را بیرون کنید.