احمد مهدیلو احمد مهدیلو

جادوی بعد سوم آنچه افراد موفق دیده اند اما نمیتوانند بر زبان بیاورند؟

جادوی بعد سوم چیست ؟

در این مطلب ما به شما حقیقتی را نشان خواهیم داد که با استفاده از این حقیقت یعنی جادوی بعد سوم در زندگی خود تغییر های بسیار خوبی را میتوانید ایجاد کنید.

«دکترها تنها کاری که در تشخیص بیماری ما انجام میدهند، نگاه کردن ما از روبرو است… کاری که خودمان نمیتوانیم انجام دهیم.» این جمله طنز کمدین معروف آمریکایی جــیم کــَری شاید زمانی باعث شده عده ای در سالن تئاتر بخندد، اما واقعیتی تلخ است.

به راستی چرا زمانی که مشکلی در زندگی مان داریم و هزاران بار در مورد چگونگی حل آن فکر کردیم، نقشه کشیدیم، رویاپردازی کردیم، تحلیل و بررسی کردیم و … نتوانستیم پاسخ آنرا پیدا کنیم؟ اما… در خیابان دوستمان را دیدیم و وقتی مشکل مان را به دوستمان گفتیم همان لحظه راه حل نهایی را که به دنبالش بودیم را به ما پیشنهاد میدهد !

و یا دانش آموزی کنکوری را تصور کنید استعداد بالایی دارد و برای امتحانات درس میخواند، اما موفق نمیشود… نزد یک مشاور تحصیلی میرود، مشاور یک برنامه درسی به وی میدهد و او موفق میشود؛ اما تعجب میکند چون برنامه مشاور تحصیلی اش فرق آنچنانی با برنامه خودش نداشت…

این دو نمونه فقط بخش خیلی کوچکی از انبار نمونه هایی است که هرکدام مان در زندگی شخصی مان با آنها برخورد داشتیم و میدانیم چنین اتفاقی می افتد. راجع به موضوعی چند روز، ماه یا حتی سال فکر میکنیم اما پاسخ آنرا از میان کلمات فردی که هیچوقت فکر نمیکردیم بتوانند راجع به مشکل به ظاهر لاینحل مان راه حلی داشته باشند، می شنویم


این پیشآمدها، اتفاقی نیستند.

در واقع در پشت نقاب عجیب و غریب آنها، یک جریان منطقی و منظم وجود دارد؛
کافیست به آن دست پیدا کنید تا دیگر هیچ مشکل، سوال و مسئله ای در زندگی تان وقت گیر نباشد و جواب هر سوالی را که خواستید در کمترین زمان ممکن بدست آورید.

تمام افراد موفق دنیا نیز به این مسئله آگاهی کامل دارند.
برای مثال استیو جابز تا آخرین لحظه عمرش، معتقد بود خودش باید مشکل پیش آمده از بیماری اش را حل کند زیرا تمام مشکلات زندگی و کاری اش را تا آن زمان به این روش حل کرده بود.

حتی از ادیسون نیز مدارکی حاوی استفاده از این روش برای پیدا کردن سوالات سخت جهت کشف و اختراعات انقلابی اش بدست آمده و مورد تایید قرار گرفته است.

امروزه افراد سرشناس و موفق زیادی به صورت کاملا آگاهانه از این روش استفاده میکنند برای مثال : بیل گیتس؛ با اینکه اکثر اوقات در مسافرت است تمام مشکلاتش را حل میکند، اپرا وینفری هم مسائل مهم زندگی اش را به کمک این روش پاسخی برایشان پیدا میکند.

یا دونالد ترامپ که این روزها نامش با جنجال مترادف شده بیش از 70% زمانش را در زمین گلف میگذراند؛ مردم فکر میکنند او بازی میکند، اما در واقع هدفی مهم تر دارد. مایکل بلومبرگ، وارن بافِت و …

تمام این افراد تنها از یک راز آگاهی داشتند.
رازی که حتی فیلسوفان و بزرگ مردان گذشته نیز آنرا کشف کرده بودند و آثاری جاودانه از خود به جا گذاشتند و این روش رازآلود را به زبانی غامض و پیچیده به نسل های بعدی منتقل کردند.

اما در این مقاله میخواهیم این راز را یکبار برای همیشه فاش کنیم.
شما پس از خواندن این مقاله به مهارت و تکنیکی تجهیز خواهید شد که بیش از 80% مشکلات لاینحل زندگی امروزه تان را قادر خواهید بود شخصا به تنهایی حل کنید و در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ تمام پرسش هایی را که به پاسخ آنها نیاز دارید بدست آورید


جادوی بعد سوم

آنچه افراد موفق دیده اند اما نمیتوانند بر زبان بیاورند؟ اما شما برای موفقیت لازم دارید بدانید :

تا حالا برایتان سوال پیش آمده، چرا بیوگرافی یا زندگینامه افراد موفق دنیا را میخوانیم؟ پاسخ آن ساده است؛ زیرا الهام بخش است، انگیزشی است، باعث میشود از تاریخ مطلع شویم یا بعضا بامزه است.

اما آلیزا لیچ (Aliza Licht) مدیر ارشد ارتباطات بین المللی شرکت دانا کاران (Donna Karan) و نویسنده کتاب پرفروش “اثرتان را به جا بگذارید : شغل مورد علاقه تان را ایجاد کنید، در آن موفق شوید و از شبکه های اجتماعی کمک بگیرید”

معتقد است؛ در دنــیــا فقط و فقط یک زندگینامه است، که با خواندن آن زندگی تان شاید متحول باشد و خواندن آن امری حیانی برای آینده تان خواهند بود.

اما مشکلی در خواندن آن وجود دارد،
این زندگی نامه هنوز نوشته نشده !
میدانید چرا؟ چون قرار است شما خودتان آنرا بنویسید.

موضوع از زمانی آغاز شد که آلیزا راز و جادوی بعد سوم را یافت.
چند سال قبل، زمانی که لازم شد برای انتشاراتی تا زندگینامه اش را بنویسد و نوشتن زندگی نامه اش همانا، متحول شدن زندگی اش همانا… او دیگر آلیزای قبلی نبود.

همه چیز تغییر کرده بود، دنیا را از دیدی متفاوت میدید و دیگر مثل قبل فکر نمیکرد. گویا نسبت به دنیای اطرافش درک بهتری پیدا کرده بود و آگاهی اش افزایش یافته بود.

در یک تحقیق از دانشگاه استنفورد، مشخص شد زوج هایی که پس از ازدواج، در مورد زندگی زناشویی شان داستان یا واقعیاتی را نوشته اند و مکتوب کرده بودند که در آن خودشان ناظر و شخص سوم بودند به مراتب در آینده اختلاف کمتری در زندگی شان پیش آمده بود.

در تحقیقی دیگر از دانشگاه اُهایو، افرادی که میتوانستند خودشان را در شرایط سخت از دید شخص سوم ببینند، به مراتب عملکرد بهتری در حل مشکلات و تحمل سختی ها تا زمان پیدا کردن راه حل از خود نشان میدادند


به زبان ساده تر؛ ابراز مشکلاتمان از زبان خودمان اما از دید سوم شخص اهمیت غیرقابل وصفی دارد !

به همین دلیل است که پس از این تجربه، آلیزا لیچ در تمام کتاب هایش این روش را یک روش انقلابی مطرح میکند تا جهت حصول موفقیت در زندگی شخصی و کاری از آن استفاده کنید.

به عقیده لیچ، شما باید حتما زندگینامه 300 صفحه ای خودتان را بنویسید، این کار معجزه میکند؛ و هدف از این تمرین و نوشتارها به شرح زیر است :

شناخت عمیق تر خود واقعی تان
آگاهی بیشتر از تجارب واقعی زندگی تان و نقش آنها در تصمیم گیری های آینده تان
درک بیشتر خودتان و دیگران در شرایط سخت
قابلیت تامل در مورد موضوعات مختلف در شرایط غیرمنتظره
و …

دقت کنید، شما باید بیوگرافی خودتان را بنویسید و نه اتوبیوگرافی تان را؛
تفاوت این دو در این است :

بیوگرافی یک شخص، شرح زندگی شخص از زبان سوم شخص است
اتوبیوگرافی یک شخص، شرح زندگی شخص از زبان خود شخص است

این کار ساده و هیجان انگیز نه تنها سرشار از نکات مثبت است، بلکه باعث میشود شما حین نوشتن زندگی خودتان، از پشت پایگاه دیدبانی خودتان بیرون بروید و خودتان را از منظر سوم شخص ببینید و این یعنی کلید حل تمام مسائل مربوط به خودتان.

در واقع، دوستی که راه حل مشکل شما را به صورت آنی به شما گفت؛ معجزه نکرده بود !

او تنها از نظر سوم شخص زندگی شما را دیده بود و دید بهتری نسبت به گذشته و حال شما داشت بنابراین گزینه های محتمل را بهتر دیده بود. همچنین افراد فوق موفق دنیا مانند استیو جابز، اپرا وینفری و … تماما حداقل یک زندگینامه شخصی به قلم خودشان از دید سوم شخص نوشته اند و زندگی شان را متحول کرده اند.

پس از مرگ ادیسون، زمانی که کشوهای میزکار او را دیدند، کاغذهای زیادی یافت شد که بر روی آن مشکلات مردی نوشته شده بود که از حل آن عاجز بود؛ در واقع ادیسون نیز به جادوی بعد سوم آگاه بود و میدانست اگر مشکلاتش را از دید فرد سوم شخص ببیند، خیلی راحت تر و سریع تر حل خواهند شد


بنابراین، شما هم از این به بعد برای تمرین :

اگر میخواهید در زندگی تان انقلاب بزرگی شود و اتفاقات و تصمیم های خوب هر روز در جلوی دیدگان تان اتفاق بیفتند، زندگی نامه 300 صفحه ای تان را از همین امروز شروع کنید به نوشتن
اگر مشکلی در زندگی دارید که نمیتوانید پاسخی برای حل آن پیدا کنید، مشکل تان را از دید فرد سوم شخص که شما را با مشکلش میبیند، بنویسید تا پاسخ آن به طرز عجیبی به ذهن تان خطور کند
اگر میخواهید روابط تان با دوستان و خانواده تان هر روز بهتر از دیروز شود؛ کیفیت روابط تان را و اتفاقات افتاده بین شما و آنها را از دید سوم شخص بنویسید

و البته لطفا توجه کنید ؛
شما باید کاملا صادقانه بنویسید، هیچکس به غیر از شما قرار نیست آنها را بخواند، پس سانسور نکنید ! و پس از نوشتن حتما آنرا چندین بار تا زمان پیدا شدن پاسخ مورد نظر بخوانید.

زیرا بهترین اتفاقات زمانی می افتند، که شما از آنچه میخوانید خوشتان نمی آید و تصمیم میگیرید آنرا تغییر دهید زیرا از شرایط واقعی و به دور از اوهام فعلی زندگی تان، آگاه هستید.