مریم مهدیلو




مریم مهدیلو

سلام من مریم مهدیلو ۳۳ساله و ساکن تهران هستم.همیشه دوست داشتم یه نویسنده بزرگ یا یه نقاش قهار بشم ،اما بازی روزگار نذاشت و فقط شدم یه دختری که عاشق کتاب خوندنه! درسم رو تا مقطع ارشد رشته پژوهش علوم اجتماعی ادامه دادم،و حالا گاهی وقتها کارهای مددکاری اجتماعی برای بچه های کار انجام میدم و کار پژوهشی میکنم.


رزومه مریم مهدیلو:

مریم مهدیلو متولد 08/09/1364 در شهر تهران

موبایل (شبکه های اجتماعی): 

سوابق تحصیلی:

مشاهده کامل رزومه
در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
معرفی کتاب:

کودکان کار:

زنان سرپرست خانوار:

معرفی فیلم و سریال:

شعرها و متن های کوتاه:

احمد مهدیلو




احمد مهدیلو

سلام من احمد هستم و شمایی که دارید این صفحه رو مطالعه می کنید قطعا می خواید بدونید من کی ام و چیکاره ام خب اگه بخوام خودمو بهتر معرفی کنم می تونم بگم از نظر افکار و عقاید یه جنرالیستم یعنی خیلی کنجکاوم  و تا اون جایی که تونستم هم سعی کردم یاد بگیرم.علاقه مندی هام: مطالعه، یادگیری، سفر، صحبت کردن و تبادل نظر و نوشتن .


1- گر دایره ی کوزه زگوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
(بابا افضل)

2- با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
(سعدی)

3- هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)

4- چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
(فردوسی)
5- امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان
(سعدی)

6- صوفی نشود صافی ، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید ، تا پخته شود خامی
(سعدی)

7- در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آن که گدا معتبر شود
(حافظ)

8- در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل افسرده کند انجمنی را
(قائم مقام)

9- مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است
(عليرضا جلالي)

10- خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
(حافظ)

11- زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی،
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی (صائب اصفهانی)

12- زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بُوَد مانند دیدن
(عطار)